سفارش تبلیغ
صبا ویژن
شعر سفر - طراوت
  •  RSS 
  • خانه
  • شناسنامه
  • پست الکترونیک
  • مدیریت وبلاگ من

  • موضوعات وبلاگ من

  • درباره من
    شعر سفر - طراوت
  • لوگوی وبلاگ من
    شعر سفر - طراوت

  • اشتراک در خبرنامه

     


  • لینک دوستان من


    عسل بانوی ایران
    الههء امید
    فادیا

  • اوقات شرعی


  • مطالب بایگانی شده
    تابستان 1385
    بهار 1385
    زمستان 1384

  • آهنگ وبلاگ من


  • وضعیت من در یاهو
    یــــاهـو
  • شعر سفر

    نویسنده: ستایش(دوشنبه 85/2/4 ساعت 10:47 عصر)

     

    شعر سفر

     

    همه شب با دلم کسی می گفت

    "سخت آشفته ای ز دیدارش

    صبحدم با ستارگان سپید

    می رود، می رود، نگهدارش"

     

     

    من به بوی تو رفته از دنیا

    بی خبر از فریب فرداها

    روی مژگان نازکم می ریخت

    چشمهای تو چون غبار طلا

    تنم از حس دستهای تو داغ

    گیسویم در تنفس تورها

    می شکفتم ز عشق و میگفتم

    "هر که دلداده شد به دلدارش

    ننشیند به قصد آزارش

    برود، چشم من به دنبالش

    برود، عشق من نگهدارش"

     

     

    آه، اکنون تو رفته ای و غروب

    سایه می گسترد به سینه راه

    نرم نرمک خدای تیرهء غم

    می نهد پا به معبد نگهم

    می نویسد به روی هر دیوار

    آیه هایی همه سیاه سیاه



    نظرات دیگران ( )